|
|
|
|
|
معنای شعر و نثر کتاب ادبیات 3 علوم انسانی (بخش دوم) به کوشش: رضا قلی نیا (سرگروه ادبیات شهرستان بابلسر) روی ادامه ی مطلب کلیک بفرمایید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 20:22 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
معنای شعر و نثر کتاب ادبیات 3 علوم انسانی (بخش اول) به کوشش: رضا قلی نیا (سرگروه ادبیات شهرستان بابلسر) روی ادامه ی مطلب کلیک بفرمایید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 20:20 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
آغاز سال نو و رستاخیز سبز طبیعت را به همه ی دوستان تبریک و شادباش می گوییم و امیدواریم که همواره شادان دل و بهاری باشید. ایدون باد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 19:39 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
سرکار خانم مریم خادمی- دبیر ادبیات شهرستان بابلسر- در مسابقه ی کتابخوانی گروه زبان و ادبیات فارسی سازمان با ۳۶ امتیاز حائز رتبه ی اول شدند. این موفقیت را به ایشان و همه ی همکاران تبریک عرض می نماییم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 19:31 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
کیمیای هستی فصل نامه ی تخصصی گروه آموزشی زبان و ادبیّات فارسی شماره ی پنجم- زمستان86 اداره ی آموزش و پرورش شهرستان بابلسر آن چه در این شماره می خوانید: - سخن آغازین - انسان، اومانیسم و عرفان اسلامی - نقد قیاسی اشعار اخوان با شاهنامه ی فردوسی - سیری در تصاویر نغز روز و شب در شاهنامه در قیاس با - شعر
برای مطالعه ی مطالب فصل نامه روی ادامه ی مطلب کلیک فرمایید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 21:59 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش همایش فردوسی پژوهی – بابلسر بهمن 1386 به حول قوه ی الهی دومین همایش شهرستانی زبان و ادبیات فارسی شهرستان بابلسر (فردوسی پژوهی ) در بعداز ظهر روز چهارشنبه 24 بهمن 1386 برگزار گردید .این همایش که در سالن شهید کد خدایی سازمان مرکزی دانشگاه مازندران برگزار شد مورد علاقه و استقبال جمع کثیری از استادان دانشگاه ،مسئولین شهری، فرهنگیان محترم شهرستان بابلسر و دیگر شهرستان ها ی استان مازندران واقع شد. از طرفی هم خبر نگاران و تصویر برداران صدا وسیما جهت پوشش خبری نیز حضور داشتند . برنامه های این همایش توسط دبیر و شاعر گرانقدر شهرستان بابلسر جناب آقای شعبان کرمدخت اجرا شد که به شرح زیراست: 1- تلاوتی چند از آیات قران مجید توسط دبیر ادبیات شهرستان بابلسر آقای اکبر تقی زاده . 2– خیر مقدم به حضار توسط معاون محترم آموزش و پرورش شهرستان بابلسر جناب آقای تقی جعفری . 3- قرائت مقاله توسط دبیر ارجمند شهرستان بابلسر جناب آقای عبد الرضا شیردست . 4- سخنرانی سر کار خانم دکتر قدسیه رضوانیان، عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران . 5- قرائت شعری به نام( خروش خشم ) توسط دبیر ارجمند شهرستان بابلسر وعضو گروه ادبیات استان جناب آقای علیرضا قاسمی . 6- پخش فیلم یکی از داستان های شاهنامه و پذیرایی . 7-سخنرانی جناب آقای دکتر رضا ستاری، عضو هیئت علمی دانشگاه مازنداران . 8 – قرائت مقاله به وسیله ی دبیر ارجمند شهرستان قائم شهر جناب آقای حسین سلیمانی . 9- قرائت شعر (خدای حماسه )به وسیله دبیر ارجمند شهرستان جناب آقای هوشنگ زندی . 10- تقدیر و تشکر مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بابلسر و تقدیم هدایابه اساتید دانشگاه . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 21:37 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش همايش استاني زبان و ادبيات فارسي ـ عباس آباد تنكابن همايش استاني زبان و ادبيات فارسي در منطقهي عباس آباد تنكابن در روز چهارشنبه 14/9/86 از ساعت 30/8 صبح با تلاوت آياتي چند از كلام ا... مجيد آغاز گرديد. در اين مراسم ابتدا آقاي زرودي مديريت محترم آموزش و پرورش عباس آباد ضمن خير مقدم و خوش آمد گويي، به نكاتي چند پيرامون ادبيات فارسي پرداخت. سپس يكي از همكاران عباس آباد شعري سرود و پس از آن آقاي سليماني سرگروه ادبيات فارسي استان نكاتي چند پيرامون ادبيات بيان نمودند. پس از آن جناب آقاي دكتر مير جلال الدين كزازي استاد دانشگاه علامهي تهران و يكي از بزرگترين اساتيد ادبيات فارسي پيرامون شخصيت و اشعار مولوي سخن راندند. از نكات مهم سخنراني ايشان اينكه: مولوي يك شاعر ايراني و مسلمان است كه هيچ گاه زبان خود را فراموش نكرد. همچنين چرا آثار بزرگان و شاعران ايران به زبان هاي ديگر ترجمه مي شود؟ و ذكر اين نكته كه تنها كتاب موجود در كتابخانهي كشتي تايتانيك ترجمهي چارانه هاي (رباعيات) خيام بود. همچنين ذكر اين نكته كه برخي از ترجمان ها نمي توانند گوياي همان مطالب اصلي باشند. در ادامه آقاي دكتر كزازي به پرسمان هاي همكاران پاسخ دادند، از آن جمله: جايگاه اساطير جهان كنوني كجاست؟ تفاوت تشبيه مفرد، مقيد، جمع چيست؟ چرا املا را از دورهي راهنمايي و متوسطه حذف كردند كه باعث شد تا دانش آموزان متوسطه حتي نمي توانند كلمات ساده را بنويسند در ادامهي همايش آقاي قاسمي سرگروه ادبيات استان با خواندن مثنوي « خروش خشم » خود باعث وجد آقاي كزازي و شركت كنندگان در همايش گرديد چنانكه ايشان آرزو كردند كه خود اين شعر را سروده بودند. در انتها سرگروه هاي محترم استان آقايان سليماني، خطيبي و قاسمي به سؤالات سرگروه هاي شهرستان ها در خصوص ملاك ارزشيابي پاياني گروه ها چگونه است؟ آدرس اينترنتي گروه ادبيات استان و چند اشكال درسي ديگر پاسخ دادند. همچنين عده اي از سر گروه ها از مسئولين محترم استان خواستند تا در هر سال 2 بار سر گروه ها در مكاني جمع شده و به تبادل نظر بپردازند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 21:29 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
بررسی قرینه های لفظی و معنوی مجاز رضا قلي نيا دبير مراكز آموزشي بابلسر
در درس سيزدهم كتاب آرايه هاي ادبي، قرينه هاي مجاز به دو قسم لفظي و معنوي تقسيم شده اما توضيح بيشتري در اين باب داده نشده است. از اين رو در اين باره اشاره اي مختصر مي گردد تا برخي از مباحث مبهم در اين زمينه روشن شود. ابتدا بايد دانست كه قرينه چيست؟ قرينه يعني نشانه يا علامتي كه دلالت بر معني مجازي واژه دارد. به عبارت ديگر، قرينه سرنخ یا علامتی است که شاعران به دست می دهند تا مقصود آنان فهمیده شود.(1) دكتر جليل تجليل در تعريف مجاز می گويد: «مجاز مصدر ميمي است به معني گذشتن و عبور كردن و یا زمان و مکان آن است و در اصطلاح فن بيان كاربرد لفظ در غير معني نخستين خود است با غیر علاقه ي مشابهت و با قرینه ای که مانع از اراده ی معنی حقیقی شود.»(2) به عبارت ديگر مي توان گفت قرينه چيزي است چسبيده به كلام كه نشان مي دهد مقصود گوينده معني حقيقي كلام نيست بلكه منظور معني مجازي آن است. حال بايد ديد كه آيا قرينه را مي توان بر دو گونه دانست يا خير. برخي معتقدند كه قرينه هاي مجاز دو گونه اند: 1- قرينه ي بيروني يا لفظي يا مقالي: يعني واژه يا كلماتي كه پيش يا پس از واژه در جمله مي آيند كه نشان دهنده ي معني مجازي كلمه مي باشند به عبارت ديگر «نشانه ها يا واژه يا واژگاني كه آشكارا در سخن آورده شده باشد».(3) مانند: برآشفت ايران و برخاست گرد همي هر كسي كرد ساز نبرد (فردوسی) در اين بيت كلمه ي «ايران» در معني مجازي آن به معني ايرانيان است و قرينه ي آن «برآشفتن» است زيرا سرزمين ايران برآشفته نمي شود بلكه مردم ايران برآشفته مي شوند. ( قرينه ي لفظي) درخت اگر علم پرنيان گشاد رواست كه خاك باز كشيده است مفرش ديبا (عنصري) در اين بيت نيز «علم پرنيان» در معني مجازي آن يعني «گل و شكوفه» به کار رفته و درخت قرينه ي آن است و نيز لفظ خاك نشان مي دهد كه «مفرش ديبا» در معني مجازي يعني «چمن و سبزه» به كار رفته است. (قرينه ي لفظي) و يا در تعريف يك سرباز شجاع مي گوييم: «شير شمشيرزن» كه شمشيرزن يا تيرانداز قرينه اي است بر اين كه منظور از كلمه ی شير، مرد شجاع و دلير است نه حيوان درنده ي وحشي. (قرينه ي لفظي) چو پر بگسترد عقاب آهنين شكار اوست شهر و روستاي او (بهار) «آهنين» قرينه ي بيروني است كه نشان مي دهد عقاب در معني مجازي يعني هواپيما به كار رفته است. (قرينه ي لفظي) 2- قرينه ي معنوي يا حالي يا دروني: نشانه يا واژه يا واژگاني نيست كه آشكارا در سخن آورده شده باشد اما از هنجار سخن درمي يابيم كه واژه در معني مجازي به كار رفته است. به عبارت ديگر حالت و وضع و چگونگي گفتار گوينده خود دلالت بر اين مقصود مجازي مي كند. مثلا در ميدان كشتي، يك كشتي گير چالاك و شجاع را مي بينيم و مي گوييم: «عجب شيري است» كه در اين سخن وضع و حالت دلالت بر اين مقصود و منظور است كه «شير» به معني حيوان درنده نيست بلكه معني مجازي آن يعني همان كشتي گير چالاك است. (قرينه ي معنوي) يا اگر به دانشجوي رشته پزشكي، پزشك بگوييم، قرينه اي ظاهري در جمله وجود ندارد اما از سخن و معني دروني آن پي به معني مجازي آن مي بريم. ( قرينه ي معنوي ) يا در مسابقه به دوست خود مي گوييم: «چه شيري» و منظور يكي از پهلوانان است. (قرينه ي معنوي) در زير به چند مورد از قرينه هاي لفظي و معنوي تمرين هاي صفحات 98- 97 و 103- 102كتاب آرايه هاي ادبي اشاره مي شود: اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پريشان ودست كوته ماست ( حافظ ) در مصراع اول دست مجاز مي شود به قرينه ي «كوتاه بودن دست ما و درازي زلف يار» ( قرينه ي لفظي ). اما در مصراع دوم دست مجاز است به قرينه ي معنوي «توانايي اندك ما». ما را سري است با تو كه گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سريم ( سعدي ) در مصراع دوم «سريم» مجاز از قصد و پيمان و عقيده است. (قرينه ي معنوي) آفرين جان آفرين پاك را آن كه جان بخشيد و ايمان خاك را (عطار) خاك مجازا يعني انسان به قرينه ي لفظي «جان بخشيدن و ايمان دادن به انسان». چو آشاميدم اين پيمانه را پاك درافتادم ز مستي بر سر خاك (گلشن راز) پيمانه مجازا يعني شرابي كه در پياله است به قرينه ي لفظي «آشاميدم» زيرا شراب را مي آشامند نه پيمانه را. از تو به كه نالم كه دگر داور نيست وز دست تو هيچ دست بالاتر نيست (سعدي) دست در مصراع دوم در معني مجازي آن قدرت مي باشد به قرينه ي معنوي. زبان خامه ندارد سر بيان فراق وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق (حافظ) سر در معني مجازي آن يعني انديشه و قصد (قرينه ي معنوي). دهخدا قلم خوبي داشت. قلم در معني مجازي يعني توانايي و مهارت در نويسندگي (قرينه ي معنوي). گر نبندي زين سخن تو حلق را آتشي آيد بسوزد خلق را (مولوي) حلق در معناي سخن آمده است به قرينه ي لفظي «نبندي». ماه دشت لاله ها را روشن كرده بود. ماه در معني مجازي يعني نور ماه به قرينه ي لفظي «روشن كردن». سپيد شد چو درخت شكوفه دار سرم وزين درخت همين ميوه غم است برم (جامي) «سر» در مصراع اول مجاز از موي سر به قرينه ي لفظي «سپيد شدن» يعني موي سر سپيد مي شود نه تمام سر انسان. جهان خوردم و كارها راندم. (ابوالفضل بيهقي) جهان مجازا به معني نعمت هاي جهان به قرينه ي لفظي «خوردن». به ياد روي شيرين بيت مي گفت چو آتش تيشه مي زد، كوه مي سفت (نظامي) بيت در مصراع اول مجاز از شعر است به قرينه ي لفظي «گفتن به معني سرودن». ديدي كه خون ناحق پروانه شمع را چندان امان نداد كه شب را به سر برد (حكيم شفايي) خون مجازا به معني مردن است به قرينه ي لفظي «به ناحق مردن». اگر رفت و آثار خيرش نماند نشايد پس ازمرگش الحمد خواند ( سعدي ) الحمد مجازا به معني سوره ي حمد به قرينه ي لفظي «سوره ي حمد را خواندن». پانوشت ها: 1- بيان، دكتر سيروس شميسا، تهران، انتشارات فردوس، چاپ اول، 1376، ص 44 . 2- معاني و بيان، دكتر جليل تجليل، مركز نشر دانشگاهي، چاپ اول، 1362، ص 78-77. 3- زيباشناسي سخن پارسي، بيان، ميرجلال الدين كزازي، نشر مركز، 1368، ص 141. 4- آرايه هاي ادبي، روح الله هادي، سال سوم انساني، صص 103- 97. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 6:22 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
دوره ی کارآموزی زبان فارسی 2 واحد ضمن خدمت اداره ی آموزش و پرورش شهرستان بابلسر در نظر دارد یک دوره کلاس کارآموزی با عنوان «بررسی و تحلیل و روش تدریس زبان فارسی 2» با کد 91006423 به میزان 32 ساعت برای دبیران رشته ی زبان و ادبیات فارسی برگزار نماید. مکان برگزاری: بابلسر، خیابان پاسداران، مرکز آموزش ضمن خدمت زمان شروع: دوشنبه 12/9/1386- ساعت 30/14 مدارک لازم: ابلاغ رایانه ای و شناسنامه ی آموزشی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 0:3 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
نقش تصاوير خيال در پويايي ذهن شاعر و مخاطبانش علي صادق پور دبير مراكز آموزشي بابلسر شعر، هستي خويش را از تصورات ذهني شاعر مي گيرد و تصورات ذهني همان خيالي است كه هر شاعر يا نويسنده از پيوند آن با واقعيت ها، دنياي درون را با دنياي بيرون مرتبط مي سازد و با ريختن آن ها در قالبي از قالب هاي شعر به وسيله ي سبك خاصي كه خود در نظر دارد، پيام موجود در ذهن خلاق خويش را به ديگران منتقل مي سازد. در دو بيت زیر از خواجو: مه بي مهر من ز شعر سياه روي بنمود بامداد پگاه كرده از شام بر سحر سايه زده ازمشك بر قمر خرگاه (1) آن چه بيشتر جلب توجه مي كند، تصاويري است كه به وسيله ي تخيلات شاعر در ذهنش نقش بسته است. شاعر با استفاده از اين تصاوير، ذهن خوانندگان را به تكاپو وا مي دارد. مه (استعاره از معشوق) هنگام صبح ، چهره ي خود را نمايان ساخت و شام (استعاره از زلف معشوق) بر سحر (استعاره از چهره ی معشوق) سايه افكنده است و با انداختن مشك (استعاره از زلف) بر قمر(استعاره از چهره) خيمه اي درست كرده است. شاعر با خلق چنين تصاويري، لذت هنري خاصي به خواننده بخشيده است. با مقدمه ی مختصري كه از تصاوير شعري شاعر گفته شد، مي توان تصوير خيال را اين گونه معرفي كرد «تصوير خيال كه به آن ايماژ (image - imagery) مي گويند، اثري ذهني يا شباهت قابل رويتي كه به وسيله ي كلمه، عبارت يا جمله ي نويسنده يا شاعر ساخته مي شود تا تجربه ي حسي او به ذهن خواننده يا شنونده منتقل شود يا به قول “سي دي لوييس” ،شاعر انگليسي، تصويري است كه شاعر آن را به وسيله ي كلمه ها مي سازد. تصويرخيال به عقيده ي بسياري جوهر اصلي شعر است و هدف از به كارگيري آن تشديد احساس و انتقال آن از گوينده به شنونده و خواننده است. در حقيقت هر تصوير خيالي، حاصل عاطفه و تجربه ي ذهني شاعر يا نويسنده و وسيله اي براي انتقال اين تجربه به ديگران است. شاعر براي ارايه ي تصوير خيال از تشبيه ، استعاره ، مجاز ، كنايه ، اسناد مجازي، تشخيص، حس آميزي، پارادوكس، اغراق و ... استقاده مي كند. تصوير خيال، كليد راهيابي به دنياي ذهني شاعر و شناخت خود او نيز هست، زيرا اگر شاعر يا نويسنده در كار خود اصالت داشته باشد، تنها از تجربه و قوه ي تخيل خود براي ساختن تصويرهاي خيال بهره مي گيرد و آن چه مي آفريند زاده ي احساس، عاطفه و تجربه است و نمايان گر شخصيت ، تفكر و برداشت هاي او است».(2) صور خيال، پل ارتباطي شاعر يا نويسنده براي انتقال پيامش است، همان گونه كه براي ساختن پل بر روي رودخانه نیاز به ابزار است، شاعر براي ساختن ايده آل هاي ذهن خود و تبديل آن به واقعيت به ابزار(كلمه و كلام) نيازمند است تا او را در رسيدن به هدفش ياري دهد. با مطالعه در آثار شاعران، مي توان دريافت كه صور خيال ابتدا به صورت شكل ساده شده (تشبيه) به كار مي رفت به طوري كه اگر معلمي براي تدريس درس آرايه هاي ادبي از دانش آموزان بپرسد كه چه اطلاعاتي از صور خيال دارند، بدون شك كسي كه در مراحل اوليه ي آشنايي با صور خيال است، تشبيه را نام مي برد و مشخص مي شود كه بي دليل نيست در كتاب هاي بيان، ابتدا تشبيه و اركان آن را با نمونه هايي آموزش مي دهند و بعد به استعاره و ساير صورت هاي خيال توجه مي كنند. شاعران به علت استفاده ي زياد از تشبيه، چيز ديگري به نام استعاره را كه عصاره ي تشبيه است به عنوان قدمي نو در تصاوير خيال مي آفرينند و در مبحث استعاره كلماتي وجود دارند كه به علت تكرار و بسامد فراوان، خود به خود جاي آن استعاره ها را مي گيرند و شاعران به صور خيال ديگری روي مي آورند . توجه به صورخيال در واقع باعث گسترش زبان ادبي و خلق تصاوير مي گردد و هر يك از شاعران با اين تصاوير خيال به كار رفته در اشعارشان مي توانند در غناي ادبي دوره اي كه به سر مي برند، بسيار مؤثر باشند و به نوعي دنياي درون خويش را بروز دهند و ارتباط عميقي با خوانندگان برقرار نمايد . پي نوشت ها: 1- ديوان غزليات خواجوي كرماني، به كوشش حميد مظهري، انتشارات خدمات فرهنگي كرمان ، 1378، ص 367. 2- واژه نامه ي هنر شاعري، ميمنت ميرصادقي، ذيل تصوير خيال، صص 74 و 75. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 23:45 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
تو را من چشم در راهم (گزارش اردوي علمي دبيران زبان و ادبيات فارسي شهرستان بابلسر به منطقهي يوش) گروه زبان و ادبيات فارسي شهرستان بابلسر برای ارتقاي سطح علمي همكاران خود، در تاريخ 18/8/86 اردوی فوق را تدارك ديد. راس ساعت 7 صبح همکاران گروه ادبيات به سوی منطقه ی يوش حركت كردند و در ساعت 10 صبح به زادگاه پدر شعر نو فارسي رسيدند. به راستي سالروز تولد اين شاعر نامي مازندران چه تاريخي است؟ روز 21 آبان. و «جاي تأسف بسیار است كه در چند روز مانده به سالروز ولادت نيما هيچ خبري از شور و شوق تدارك جشن نيست». اين عبارت را يكي از خبرنگاران صداي جمهوري اسلامي ايران (راديو فرهنگ) كه به آن جا آمده بود ـ با شور و شوقی وصف ناشدني ـ بيان نموده بود. عكس هاي نيما که بر دیوارهای خانه ی او نصب شده بود، بسيار جالب بود به گونه ای كه توجه همهي همكاران را به خود جلب كرد. يكي از همكاران، جناب آقاي مراد رفيعي، مقاله ی كوتاهی را براي حاضرین قرائت فرمود. برخی دیگر از همكاران نیز مطالبي چند در خصوص شعر و زندگي نيما بيان نمودند و يكي از آنان به نام آقاي اكبر تقي زاده قطعه شعري از نيما را با آوازی خوش خواند. در پايان لازم به ذكر است كه آرامگاه نيما در فضاي ساكت كوهستان اين پرسش را در ذهن ما می نشاند كه آیا حق پدر شعر نو فارسي این است كه در گوشه اي این گونه تنها و بی هيچ مقبره ی شایسته ای آرمیده باشد؟ به راستي چرا مسئولين محترم استان مازندران امكاناتي را براي آشنايي هر چه بيشتر دبيران ادبيات فارسي و همه ی ادب دوستان مازندران و ایران فراهم نمي كنند؟ به راستي چند درصد از همكاران با اشعار و افکار نيما آشنايي كامل دارند؟ اميد است شاهد توجهي ويژهي مسئولين به آرامگاه نيما، پدر شعر نو فارسي، باشيم. در پايان از كليهي مسئولين محترم ادارهي آموزش و پرورش بابلسر به ویژه جناب آقاي محمد اسماعيل زاده گنجي، مسئول محترم گروه هاي آموزشي، كه همكاري لازم را مبذول فرمودند، تقدير و تشكر مي گردد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 22:38 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
تو می دانی؟...
دلم خون شد ز خار غم، تو می دانی؟ نمی دانی چو من سرگشته در عالم، تو می دانی؟ نمی دانی دریغ از گوشه ی چشمی، محبّت را کجا بردی؟ برایم جز وفا مرهم، تو می دانی؟ نمی دانی هوای دیده ام ابری، نفس ها حبس در سینه دلم را جرعه ای شبنم، تو می دانی؟ نمی دانی بیاور خوشه ای گندم ز دشت سبز دامانت تو حوّایی و من آدم، تو می دانی؟ نمی دانی جدایی سوخت مغز استخوانم را و من تنها چو شمعی سوختم نم نم ، تو می دانی؟ نمی دانی چه شب ها خیره بر در چشم هایم ماند تا خورشید به چشمم خواب کو یک دم، تو می دانی؟ نمی دانی برای چیدن مهتاب، زندی! قلب شب بشکاف از او شد باغ پر ماتم، تو می دانی؟ نمی دانی شعر از: هوشنگ غرایاق زندی دبیر مراکز آموزشی بابلسر |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 13:1 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
مزار سوخته
چشم هایم ماند در چشم بهار سوخته هر چه می بینیم هر جا، برگ و بار سوخته می شود تشییع در پیش نگاه بادها روی دوش شاخه ها نعش بهار سوخته می برد ما را به سمت بادهای دوردست در غروب تلخ جنگل شاخسار سوخته چشم من! گر چه پر از شوق تماشا آمدی کی دهد بوی تماشا، روزگار سوخته اشک هایم را به چشم جاده ها پاشیده ام بازمی گردم من انگار از مزار سوخته شعر از: شعبان کرمدخت دبیر مراکز آموزشی بابلسر |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:59 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
آموزش مؤثر زبان فارسی و موانع آن مریم خادمی دبیر مراکز آموزشی بابلسر بنـاهای آبــاد گــردد خـراب ز بـاران و از تـابـش آفتـاب پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند زبان فارسی یکی از زبان های توانمندی است که همواره در طی قرون و اعصار در برابر هجوم مهاجمان درایستاده است. تاریخ نشان داده این زبان بسیاری از فتنه ها و طوفان های داخلی و خارجی را پشت سر گذاشته و زنده و سرافراز و پایدار مانده است. زبان عربی را کنار زد و در برابر تهاجم مغولان نه تنها زانو خم نکرد بلکه آنان را مشوق تبلیغ خود ساخت. این مهاجمان که به قصد نابودی فرهنگ و زبان ایرانی وارد شده بودند، چنان شیفته ی این فرهنگ و زبان شدند که خود به تبلیغ و ترویج آن پرداختند. حکیم بزرگ سخن، فردوسی، وقتی کاخ بلند جاودانی خود را پی افکند که ایران اسیر استیلای خلافت عربی بغداد بود. ادب رسمی در محافل بالای اجتماع، ادبیات عرب بود و مکاتبات دیوانی و تألیفات علمی بیشتر به این زبان جریان داشت. او با سرودن کتابی با این حجم و عظمت توانایی های زبان فارسی را نشان داد و زبان شاهنامه طی هزار سال معیار و پشتوانه ی زبان فارسی قرار گرفت. این که امروز زبان فارسی با تحولات طبیعی هزار ساله هنوز دنباله ی زبان فردوسی است و این که هنوز ایرانیان درس نخوانده نیز در برابر چشمان حیرت زده ی بیگانگان زبان شاهنامه را می فهمند حکایت از معجز طبع و اندیشه ی فردوسی دارد. زبان فارسی در قالب شاهنامه سند هویت ما را امضا کرد. فردوسی با شاهنامه ی خود مفهوم ایران را مشخص کرد و احساس ایرانی بودن را در دل های ایرانیان جان تازه ای بخشید.(1) پس بر ماست که در عصر حاضر به پاس خدمات فردوسی، زبان فارسی را گرامی داریم و آن را خوب بشناسیم و بشناسانیم و نگذاریم این کاخ بلند گزند یابد.
روی ادامه ی مطلب کلیک کنید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:56 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
کسب رتبه ی اول به وسیله ی گروه ادبیات بابلسر در سطح استان بر اساس اعلام گروه زبان و ادبیات فارسی سازمان آموزش و پرورش استان مازندران، گروه زبان و ادبیات فارسی شهرستان بابلسر در سال تحصیلی جاری (86-85) همچون سال های پیش، دربین گروه های ادبیات فارسی 33 شهرستان و منطقه ی استان، با کسب 295 امتیاز حایز رتبه ی اول شده است. این مؤفقیت را به همه ی دبیران ادبیات و ادب دوستان بابلسر تبریک عرض می نماییم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 7:51 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
مهم ترین فعالیت های گروه ادبیات بابلسر در سال تحصیلی 86-85 1- افتتاح وبلاگ «بوستان ادب» 2- برپایی همایش بزرگداشت مولانا با حضور استادان دانشگاه و صاحب نظران استان 3- برپایی نمایشگاه تخصصی کتب و مقالات همکاران شهرستان و استان در زمینه ی زبان و ادبیات فارسی 4- انتشار چهارمین شماره از فصلنامه ی کیمیای هستی 5- بازدید از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 6- بازدید سرگروه ها از آرامگاه نیما یوشیج 7- همکاری در برگزاری جشنواره ی الگوی برتر تدریس ادبیات 1 8- همکاری در برگزاری آزمون علمی دکتر حسابی 9- برگزاری آزمون میان ترم هماهنگ درس ادبیات 1 در همه ی مدارس شهرستان 10- تشکیل 4 نشست عمومی با حضور اکثر دبیران ادبیات شهرستان 11- شرکت در مسابقه ی مقاله نویسی سازمان با 6 مقاله و قرار گرفتن 2 مقاله از این مقالات در جمع 10 مقاله ی برتر مسابقه 12- تهیه ی مقالات علمی و ارسال آن ها به مدارس 13- تهیه ی طرح درس و بودجه بندی و ارسال آن ها به مدارس 14- بررسی و تحلیل کتب درسی، سؤالات شهرستانی، امتحانات نهایی و کنکور سراسری 15- تحلیل وضعیت آموزشی دروس زبان و ادبیات فارسی شهرستان در امتحانات سال تحصیلی گذشته با تکیه بر شاخصه های آماری 16- بازدید از مدارس و اوراق امتحانی نوبت اول و دوم 17- تهیه ی طرح درس و بودجه بندی و ارسال آن ها به مدارس |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 7:50 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||
|
|
|
|
|
صرف و نحو زندگی جمله های ساده ی نسیم و آب و جویبار فعل لازم نفس کشیدن گیاه اسم جامد ستاره، سنگ اشتقاق برگ از درخت وآن چه زین قبل سؤال هاست؛ در بر ادیب دهر و مکتب حقایقش بیش و کم شنیده ایم و خوانده ایم نکته هایی آشناست. لیک هیچ کس به ما نگفت مرجع ضمیر زندگی کجاست؟ شعر از: |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 7:49 توسط گروه زبان و ادبیات فارسی بابلسر
|
|
||